یوگای اصیل چیست؟
یوگای اصیل فراتر از حرکات بدنی است
مسیر یوگای واقعی شاید جهان بیرون ما را به یک باره تغییر ندهد …
اما می تواند شیوه دیدن و پاسخ دادن ما
به آن را آرام آرام دگرگون سازد.
تعریف یوگا در متون کلاسیک
برای بسیاری از ما، یوگا با تمرین آساناها که همان تمرینات فیزیکی یوگا می باشد، آغاز میشود. این تمرینها ارزشمندند، بدن را بیدار میکنند، تنفس را منظمتر میسازند و ما را برای لحظهای از شتاب روزمره بیرون میآورند.اما یوگا در متون کلاسیک، تنها به حرکت بدن محدود نمیشود.
یوگای اصیل از زمانی آغاز میشود که دیگر فقط به شکل بدن نگاه نمیکنیم، بلکه کیفیت حضور خود را نیز میبینیم.
یوگای اصیل چیست؟ نگاهی به فلسفه و هشت اندام یوگا
عبارت (یوگای اصیل) به معنای وجود یک سبک واحد و تغییرناپذیر نیست. یوگا در طول تاریخ، سنتها و روشهای گوناگونی داشته است.
در این مقاله، منظور ما از یوگای اصیل، تمرینی است که تنها به جنبه جسمی محدود نمیشود و ارتباط خود را با پایههای اخلاقی، تنفس، تمرکز، مراقبه و خودشناسی حفظ میکند.
یکی از شناختهشدهترین چارچوبهای کلاسیک یوگا، در یوگاسوتراهای پاتانجلی ارائه شده است. در سوترای ۱.۲، یوگا با عبارت زیر تعریف میشود:
योगश्चित्तवृत्तिनिरोधः
Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ
این عبارت را میتوان چنین ترجمه کرد:
یوگا، آرام گرفتن یا مهار نوسانهای ذهن است.
واژههای این سوترا کوتاهاند، اما معنای عمیقی دارند. <چیتا> به میدان ذهن، <وریتی> به حرکتها و الگوهای آن و <نیرودها> به آرامسازی، مهار یا فرونشاندن اشاره دارد.
بنابراین، در این نگاه، یوگا فقط توانایی انجام یک وضعیت دشوار نیست، بلکه توانایی مشاهده ذهن، بدون گرفتارشدن دائمی در حرکتهای آن است.
آیا یوگا به معنی حذف فکرهاست؟
آرام شدن نوسانات ذهن به معنای خالی کردن اجباری ذهن یا جنگیدن با فکرها نیست.
ذهن بهطور طبیعی فکر میکند، خاطره میسازد، مقایسه میکند و درباره آینده پیشبینی دارد. تمرین یوگا قرار نیست این تواناییها را نابود کند. تمرین به ما کمک میکند افکار را زودتر ببینیم و هر فکر را حقیقت قطعی ندانیم.
ممکن است خشم را احساس کنیم، اما بلافاصله بر اساس آن عمل نکنیم.
ممکن است اضطراب را ببینیم، اما تمام هویت خود را با آن یکی ندانیم.
ممکن است ذهن قضاوت کند، اما ما امکان مکث داشته باشیم.
این فاصله کوتاه میان تجربه و واکنش، یکی از مهمترین بخشهای آگاهی است.
هشت اندام یوگا ، نقشهای کاملتر از تمرین
پاتانجلی در سوترای ۲.۲۹ از هشت بخش یا هشت اندام یوگا سخن میگوید:
یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیاهارا، دهارانا، دیانا و سامادهی.
این چارچوب نشان میدهد که آسانا تنها یکی از هشت بخش تمرین یوگاست.
دیگر بخشها به شیوه ارتباط با دیگران، رابطه ما با خود، تنظیم تنفس، مدیریت توجه و مراقبه مربوط میشوند.
۱. یاما؛ چگونه با جهان روبهرو میشویم؟
یاما اصولی برای رابطه آگاهانهتر با دیگران و جهان
شامل اصول زیر:
- آهیمسا، پرهیز از آسیبرساندن (به خود و دیگران)
- ساتیا، صداقت
- آستیا، عدم دخل و تصرف در آنچه متعلق به ما نیست
- براهماچاریا، اعتدال و هدایت آگاهانه انرژی (اعتدال و خویشتن داری)
- آپاریگراها، رهاکردن حرص و انباشت بیپایان
این اصول فقط قوانین اخلاقی بیرونی نیستند. آنها به ما کمک میکنند ببینیم رفتارهای روزمره ما از ترس، خشم و نیاز به کنترل میآیند یا از آگاهی.
۲. نیاما؛ رابطه ما با خود
نیاما اصول مربوط به شیوه زندگی و انضباط درونی
- شائوچا، پاکیزگی
- سانتوشا، رضایت
- تاپاس، استمرار و انضباط
- سوادهیایا، مطالعه و خودکاوی
- ایشوارا پرانیدانا، فروکاستن خودمحوری و سپردن نتیجه (اعتماد به نیروی برتر)
۳. آسانا،بدن بهعنوان جایگاه حضور
آسانا همان بخشی است که بیشتر با نام یوگا شناخته میشود.
اما هدف آسانا فقط انعطاف بیشتر، کاهش وزن یا ساختن فرمهای چشمگیر نیست.
بدن در تمرین یوگا به فضایی برای مشاهده تبدیل میشود.
هنگام ماندن در یک وضعیت، میتوانیم ببینیم:
آیا نفس را حبس میکنیم؟
آیا با درد مبارزه میکنیم؟
آیا خود را با فرد کنارمان مقایسه میکنیم؟
آیا بهدنبال اثبات توانایی خود هستیم؟
از این زاویه، آسانا فقط حرکت بدن نیست، تمرینی برای دیدن الگوهای ذهن در بدن است.
۴. پرانایاما، آگاهی از تنفس
تنفس میان بدن و ذهن پلی زنده میسازد.
وقتی مضطرب هستیم، نفس معمولاً کوتاه و سریع میشود.
وقتی آرام میشویم، تنفس نرمتر و عمیقتر است.
در پرانایاما، ما با زور نفس را کنترل نمیکنیم، ابتدا آن را میشناسیم و سپس بهتدریج ظرفیت، نظم و ظرافت آن را پرورش میدهیم.
تمرینهای تنفسی بهتر است متناسب با وضعیت جسمی و زیر نظر مربی آگاه انجام شوند، بهویژه تمرینهایی که شامل حبس طولانی نفس یا الگوهای شدید هستند.
۵. پراتیاهارا، بازگرداندن توجه
حواس ما پیوسته به بیرون کشیده میشوند: صداها، صفحه تلفن، پیامها، اخبار و خواستههای دیگران.
پراتیاهارا به معنای قطع ارتباط با جهان نیست. یعنی بتوانیم برای مدتی، توجه را از محرکهای بیرونی پس بگیریم و به تجربه درونی بازگردانیم.
گاهی چند دقیقه نشستن در سکوت و دنبالکردن تنفس، شروع ساده همین تمرین است.
۶. دهارانا، تمرین تمرکز ذهن (یکسو کردن توجه)
دهارانا تمرین تمرکز است، قراردادن توجه روی یک موضوع، مانند تنفس، یک صدا، یک نقطه یا احساس بدن.
در آغاز، ذهن بارها دور میشود. مسئله این نیست که حواسپرتی رخ ندهد، تمرین واقعی، بازگرداندن آرام توجه است.
هر بازگشت، بخشی از تمرین است.
۷. دیانا،مراقبه
وقتی بتوانیم توجه خود را برای مدتی بدون وقفه روی یک موضوع نگه داریم، کیفیتی عمیقتر از حضور شکل میگیرد که در سنت یوگا دیانا نامیده میشود.
مراقبه تلاش برای رسیدن به تجربهای عجیب نیست. گاهی فقط دیدن همین لحظه است، بدون اینکه بخواهیم آن را زیباتر، معنویتر یا متفاوتتر کنیم.
در مراقبه، بهتدریج یاد میگیریم احساسات و افکار را مشاهده کنیم، بیآنکه فوراً با آنها یکی شویم.
۸. سامادهی، جذب عمیق
سامادهی عمیقترین بخش این چارچوب است و نمیتوان آن را بهسادگی در چند جمله تعریف کرد.
در توضیحی ساده، سامادهی به حالتی از جذب و یکپارچگی عمیق توجه اشاره دارد، جایی که فاصله میان مشاهدهگر، عمل مشاهده و موضوع مشاهده کمرنگ میشود.
سامادهی چیزی نیست که بتوان آن را با عجله، وعده یا یک دوره کوتاه تضمین کرد. در متون کلاسیک، مسیر یوگا با تمرین پیوسته، صبر و کاهش وابستگی ذهنی همراه است.
آیا این هشت مرحله بایستی بهترتیب تمرین شوند؟
این هشت بخش را میتوان مراحلی مرتبط دانست، اما در زندگی واقعی اغلب بهصورت همزمان رشد میکنند.
ممکن است کسی با آسانا آغاز کند، سپس به تنفس علاقهمند شود و بعد متوجه شود بدون توجه به رفتار، روابط و عادتهای ذهنی، تمرین او ناقص میماند.
تمرین جسمی میتواند درِ ورود باشد.
اما قرار نیست همیشه پشت همان در بمانیم.
اگر پس از تمرین، بدن انعطافپذیرتر شود اما در برخورد با دیگران همچنان بیرحم، عجول یا متکبر بمانیم، بخش مهمی از مسیر را ندیدهایم.
یوگا در انتخابهای کوچک روزانه نیز ادامه دارد:
زمان هایی که پیش از پاسخدادن مکث میکنیم.
وقتی به بدن خسته خود استراحت میدهیم.
هنگامی که اشتباه خود را میپذیریم.
وقتی بدون نیاز به اثبات برتری، به دیگری گوش میدهیم.
یا زمانی که متوجه میشویم ذهن دوباره در حال مقایسه است و آرام به لحظه بازمیگردیم.
در بهاگاواد گیتا نیز یوگا تنها به نشستن در مراقبه محدود نمیشود، از تعادل ذهن در موفقیت و شکست و نیز مهارت در عمل سخن گفته میشود. در این نگاه، کیفیت حضور ما هنگام انجام کار، بخشی از تمرین یوگاست.
آیا برای تمرین یوگای اصیل باید از زندگی عادی فاصله بگیریم؟
نه لزوماً.
یوگا میتواند در دل زندگی روزمره تمرین شود، میان کار، خانواده، مسئولیت، اختلافنظر و خستگی.
هدف این نیست که همیشه آرام باشیم یا هیچ احساس دشواری نداشته باشیم. تمرینکننده یوگا نیز ممکن است ناراحت، خشمگین یا نگران شود.
تفاوت در این است که بهتدریج توانایی دیدن این حالات بیشتر میشود.
جایگاه مربی در یوگای اصیل چیست؟
مربی آگاه میتواند وضعیتهای جسمی، اصول تنفس، ایمنی تمرین و روشهای پایه تمرکز را آموزش دهد. او لازم نیست خود را صاحب حقیقت نهایی یا پاسخگوی همه پرسشهای زندگی بداند.
موضوع تفاوت میان مربی یوگا، معلم و استاد معنوی بحث گستردهای است و بهتر است در مقالهای مستقل بررسی شود. در اینجا کافی است بدانیم مهارت در آموزش آسانا، بهتنهایی به معنای برخورداری از جایگاه معنوی نیست.
تمرینکننده نیز بهتر است ضمن احترام به مربی، قدرت مشاهده، مطالعه و تشخیص خود را کنار نگذارد.
چگونه تمرین خود را به روح یوگا نزدیکتر کنیم؟
برای نزدیکترشدن به یک تمرین کاملتر، لازم نیست همهچیز را یکباره تغییر دهیم.
میتوانیم از چند قدم ساده آغاز کنیم.
پیش از آسانا، یک دقیقه تنفس را مشاهده کنیم.
در طول تمرین، کیفیت ذهن را مانند فرم بدن جدی بگیریم.
بهجای فشار برای رسیدن به وضعیت کامل، مرزهای بدن را بشناسیم.
در کنار تمرین جسمی، درباره یاما، نیاما و متون معتبر مطالعه کنیم.
چند دقیقه برای سکوت و مراقبه در نظر بگیریم.
و از خود بپرسیم:
این تمرین چگونه در رفتار روزانه من دیده میشود؟
یوگای اصیل چه چیزی نیست؟
یوگای اصیل مسابقه انعطافپذیری نیست.
ابزاری برای برتریجویی معنوی نیست.
راهی فوری برای حذف تمام رنجها نیست.
و قرار نیست ما را به انسانی تبدیل کند که هرگز غمگین، خشمگین یا سردرگم نمیشود.
یوگا تمرینی تدریجی برای دیدن روشنتر است.
گاهی این دیدن آرامش میآورد.
گاهی حقیقتی ناراحتکننده را نشان میدهد.
و گاهی فقط کمک میکند پیش از تکرار یک الگوی قدیمی، لحظهای مکث کنیم.
جمعبندی، بازگشت به اصل تمرین
یوگای اصیل لزوماً در دورترین مکانها یا پیچیدهترین وضعیتها پیدا نمیشود.
ممکن است درست همان لحظه آغاز شود که روی زیرانداز میایستیم و برای اولین بار واقعاً تنفس خود را میشنویم.
آسانا، تنفس، تمرکز، مراقبه، اخلاق و خودشناسی، بخشهایی جدا از هم نیستند. آنها مانند اندامهای یک پیکر، در کنار یکدیگر معنای کاملتری پیدا میکنند.
لازم نیست بهسرعت به جایی برسیم.
کافی است تمرین را از نمایش به مشاهده،
از فشار به حضور،
و از دانستن به تجربهکردن نزدیک کنیم.
مسیر یوگای واقعی شاید جهان بیرون ما را به یک باره تغییر ندهد …
اما می تواند شیوه دیدن و پاسخ دادن ما، به آن را آرام آرام دگرگون سازد
