هشت اندام یوگا چیست؟

یوگا

 از شیوه رفتار ما آغاز می‌شود
با بدن و تنفس ادامه پیدا می‌کند…
و  آرام‌آرام به سوی تمرکز، مراقبه و شناخت عمیق‌تر خود پیش می‌رود.

در نگاه پاتانجلی، یوگا تنها مجموعه‌ای از وضعیت‌های بدنی نیست. او در یوگاسوترا، مسیر تمرین را در قالب هشت اندام معرفی می‌کند، هشت بخش مرتبط که در کنار یکدیگر، تصویری کامل‌تر از مسیر یوگا می‌سازند.

.

هشت اندام یوگا چیست؟

در سوترا ۲.۲۹ یوگاسوترا آمده است:

یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیاهارا، دهارانا، دیانا و سامادهی

این هشت اندام را نباید صرفاً هشت مرحله جدا از هم تصور کرد. هرکدام بخشی از یک مسیر هستند و می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند.

۱. یاما؛ چگونه با جهان رفتار می‌کنیم؟

یاما به اصولی مربوط می‌شود که شیوه رابطه ما با دیگران و جهان را شکل می‌دهند.

پاتانجلی پنج یاما را اینچنین معرفی می کند:

  • آهیمسا: پرهیز از آسیب‌رساندن

  • ساتیا: صداقت

  • آستیا: دزدی نکردن و تصاحب نکردن آنچه متعلق به ما نیست

  • براهماچاریا: اعتدال و خویشتن‌داری

  • آپاریگراها: رها کردن حرص و انباشت

یاما فقط مجموعه‌ای از قوانین اخلاقی نیست. می‌تواند به ما کمک کند ببینیم در رفتارهای روزمره، چه چیزی از آگاهی می‌آید و چه چیزی از ترس، خشم یا میل به کنترل.

۲. نیاما؛ چگونه با خودمان زندگی می‌کنیم؟

نیاما به رابطه ما با خود و شیوه پرورش زندگی درونی مربوط است.

پنج نیاما عبارت‌اند از:

  • شائوچا: پاکیزگی

  • سانتوشا: رضایت

  • تاپاس: انضباط و استمرار در تمرین

  • سوادهیایا: مطالعه و خودشناسی

  • ایشوارا پرانیدانا: سپردن و واگذاری نتیجه به نیروی برتر

این بخش ما را به درون خودمان برمی‌گرداند:

چگونه با خود رفتار می‌کنیم؟ چگونه تمرین می‌کنیم؟ و آیا می‌توانیم بدون وابستگی افراطی به نتیجه، مسیر را ادامه دهیم؟

۳. آسانا؛ حضور در بدن

آسانا همان بخشی است که امروز بیش از همه با واژه یوگا شناخته می‌شود.

اما در چارچوب یوگاسوترا، آسانا صرفاً رسیدن به فرم‌های پیچیده نیست. پاتانجلی در سوترا ۲.۴۶ آسانا را با عبارت sthira-sukham asanam، یعنی حالتی استوار و راحت، توصیف می‌کند.

در تمرین آسانا می‌توانیم بدن، تنفس و واکنش‌های ذهن را مشاهده کنیم.

آیا بدن را بیش از حد تحت فشار می‌گذاریم؟
آیا خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم؟
آیا می‌توانیم در محدودیت‌های بدن حضور داشته باشیم؟

با این نگاه، بدن فقط چیزی نیست که باید تغییر کند، جایی برای آگاهی است.

۴. پرانایاما؛ آگاهی از تنفس

پس از آسانا، پاتانجلی از پرانایاما سخن می‌گوید، تمرینی مرتبط با تنظیم و گسترش تنفس و پرانا.

وقتی به تنفس توجه می‌کنیم، ممکن است متوجه شویم که کیفیت نفس با وضعیت ذهنی ما تغییر می‌کند.

پرانایاما به معنای نفس عمیق کشیدن نیست، برخی روش‌های آن نیازمند آموزش صحیح و توجه به شرایط فردی هستند.

۵. پراتیاهارا؛ بازگرداندن توجه

پراتیاهارا را معمولاً (کناره‌گیری حواس) ترجمه می‌کنند.

اما می‌توان آن را ساده‌تر فهمید:

توانایی اینکه توجه خود را هر لحظه در اختیار محرک‌های بیرونی قرار ندهیم.

صدای تلفن، پیام‌ها، اخبار و شبکه‌های اجتماعی دائماً توجه ما را به سوی خود می‌کشند.

پراتیاهارا یعنی بتوانیم گاهی این جریان را متوقف کنیم و توجه را دوباره به درون برگردانیم.

۶. دهارانا؛ تمرکز

دهارانا تمرین ثابت نگه‌داشتن توجه روی یک موضوع است.

می‌تواند تنفس باشد، یک نقطه، یک صدا یا موضوعی مشخص.

ذهن احتمالاً بارها منحرف می‌شود.

اما مسئله این نیست که هرگز حواس‌پرت نشویم.

هر بار که متوجه می‌شویم ذهن رفته و آن را آرام برمی‌گردانیم، در حال تمرین تمرکز هستیم.

۷. دیانا؛ مراقبه

دیانا مرحله‌ای عمیق‌تر از تمرکز است، جریان پیوسته توجه بر موضوع مراقبه.

در اینجا دیگر مسئله فقط نگه داشتن توجه نیست، بلکه توجه کیفیتی پیوسته‌تر پیدا می‌کند.

مراقبه قرار نیست حتماً تجربه‌ای عجیب یا معنوی باشد.

گاهی فقط نشستن، دیدن و ماندن با آنچه اکنون هست، آغاز همین مسیر است.

۸. سامادهی؛ جذب عمیق

سامادهی عمیق‌ترین بخش این چارچوب است.

ترجمه آن به یک کلمه ساده دشوار است، اما می‌توان آن را حالتی از جذب عمیق و یکپارچگی توجه دانست.

در این مرحله، مرز میان مشاهده‌گر، فرایند مشاهده و موضوع مشاهده در توصیف‌های سنتی کمرنگ می‌شود.

سامادهی چیزی نیست که بتوان با عجله به آن رسید یا در یک دوره کوتاه تضمینش کرد.

آیا این هشت اندام باید به ترتیب تمرین شوند؟

پاتانجلی آن‌ها را با ترتیبی مشخص معرفی می‌کند، اما بهتر است آن‌ها را مانند هشت پله کاملاً جدا از یکدیگر نبینیم.

ممکن است کسی با آسانا وارد یوگا شود و بعدها به تنفس، مراقبه یا فلسفه یوگا علاقه‌مند شود.

ممکن است تمرین مراقبه، ما را نسبت به رفتارهای روزانه‌مان آگاه‌تر کند.

و ممکن است توجه به یاما و نیاما، کیفیت تمرین های آسانای ما را تغییر دهد.

هشت اندام، بخش‌های جدا از یکدیگر نیستند، هرکدام می‌تواند دیگری را عمیق‌تر کند.

هشت اندام یوگا در زندگی روزمره

یوگا محدود نیست به  زمانی که تمرین میکینم

می‌تواند زمانی باشد که:

پیش از پاسخ دادن مکث می‌کنیم.

به بدن خسته‌مان گوش می‌دهیم.

به‌جای واکنش فوری، یک نفس آگاهانه می‌کشیم.

متوجه می‌شویم ذهن در حال مقایسه است.

چند دقیقه تلفن را کنار می‌گذاریم و سکوت را تجربه می‌کنیم.

یا اشتباه خود را می‌بینیم، بدون اینکه مجبور باشیم از آن فرار کنیم.

شاید معنای هشت اندام همین باشد:

یوگا کم‌کم از  تمرینات  آسانا یا تنفسی، به شیوه‌ای برای زندگی کردن تبدیل شود.

جمع‌بندی

هشت اندام یوگا، تصویری گسترده‌تر از معنای یوگا به ما می‌دهند:

یاما و نیاما، رابطه ما با جهان و خودمان را شکل می‌دهند.
آسانا ما را به بدن بازمی‌گرداند.
پرانایاما توجه را به تنفس می‌آورد.
پراتیاهارا توجه را از محرک‌های بیرونی بازمی‌گرداند.
دهارانا تمرکز را پرورش می‌دهد.
دیانا به مراقبه می‌انجامد.
و سامادهی به جذب عمیق اشاره دارد.

مسیر یوگا لزوماً از پیچیده‌ترین حرکت‌ها آغاز نمی‌شود.

گاهی از یک رفتار ساده شروع می‌شود:

آگاه‌تر ببینیم،
آگاه‌تر نفس بکشیم،
و پیش از واکنش، لحظه‌ای مکث کنیم.

مطالب مرتبط با فلسفه یوگا