چرا پاتنجلی یوگا را از یاما و نیاما آغاز کرد؟

نگاهی به نخستین گام‌های مسیر هشت‌گانه یوگا

پاتنجلی پیش از آنکه از آسانا سخن بگوید
از شیوه رفتار ما با جهان و با خودمان آغاز می‌کند
یاما و نیاما، اصولی برای آگاهی در رفتار، گفتار و زندگی روزمره‌اند
مقدمه‌ای برای آرام‌تر شدن ذهن و آماده شدن برای ادامه مسیر یوگا

.

 

چرا پاتنجلی یوگا را از یاما و نیاما آغاز کرد؟

پیش از آنکه بدن را آرام کنیم، باید رابطه‌مان با زندگی را ببینیم

وقتی امروز از یوگا صحبت می‌کنیم، معمولاً تصویر آساناها، انعطاف بدن  در ذهنمان شکل می‌گیرد.

اما وقتی به یوگا سوترای پاتنجلی برمی‌گردیم، با ترتیب متفاوتی روبه‌رو می‌شویم:

یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیاهارا، دارانا، دیانا و سامادهی.

پاتنجلی این هشت مورد را در سوترا ۲.۲۹ به‌عنوان هشت عضو مسیر یوگا معرفی می‌کند.

اما چرا یاما و نیاما پیش از آسانا قرار گرفته‌اند؟

شاید پاسخ را بتوان در یک نگاه ساده پیدا کرد…

پیش از آنکه بخواهیم ذهنی آرام داشته باشیم، باید ببینیم چگونه زندگی می‌کنیم.


یاما، چگونه با جهان رفتار می‌کنم؟

پنج یاما عبارت‌اند از:

  • آهیمسا؛ پرهیز از آسیب‌رساندن
  • ساتیا؛ صداقت
  • آستیا؛ پرهیز از دزدی
  • برهماچاریا؛ خویشتن‌داری
  • آپاریگراها؛ پرهیز از انباشت و چسبیدن به دارایی‌ها

اینها در وهله اول درباره‌ی رابطه ما با جهان و دیگران هستند. پاتنجلی آنها را نخستین عضو مسیر می‌آورد.

تصور کنیم هر روز روی مت یوگا می‌نشینیم، اما در زندگی روزمره گرفتار خشم، دروغ، حسادت، حرص یا آسیب‌رساندن به دیگران هستیم.

در این صورت، آیا واقعاً می‌توانیم انتظار داشته باشیم ذهن هنگام مراقبه به‌آسانی آرام بگیرد؟

اینجاست که یاما معنا پیدا می‌کند.

یاما  فقط مجموعه‌ای از قوانین اخلاقی نیست ،تمرینی است برای دیدن و تنظیم رفتار ها و گرایش‌هایی که ذهن را ناآرام می‌کنند.


نیاما؛ حالا نوبت رابطه من با خودم است

بعد از یاما، پاتنجلی پنج نیاما را معرفی می‌کند.

شوچا، سانتوشا، تاپاس، سوادهیایا و ایشواراپرانیدانا؛ یعنی پاکیزگی، خرسندی، انضباط/ریاضت، مطالعه خود و سپردن خود به ایشوارا.

اگر یاما بیشتر به این سؤال نزدیک شود:

من چگونه با جهان رفتار می‌کنم؟

نیاما ما را به سؤال دیگری می‌رساند:

من چگونه با خودم زندگی می‌کنم؟

چقدر با خودم صادق هستم؟
چقدر می‌توانم بدون وابستگی دائمی به بیشتر داشتن، خرسندی را تجربه کنم؟
چقدر حاضر به شناخت خودم هستم؟

پس مسیر از بیرون به درون حرکت می‌کند:

رابطه با جهان >> رابطه با خود >> بدن >> تنفس >> حواس >>توجه >> مراقبه

و این مسیر بسیار معنادارتر از آن است که فقط آن را یک فهرست هشت‌تایی بدانیم.


پس چرا آسانا سوم است؟

اینجا به نکته جالبی می‌رسیم.

در یوگای پاتنجلی، آسانا آن جایگاهی را که امروز در بسیاری از کلاس‌های یوگا می‌بینیم ندارد.

پاتنجلی فقط چند سوترا را به آسانا اختصاص می‌دهد و در سوترا ۲.۴۶ می‌گوید:

آسانا باید پایدار و راحت باشد.

در تفسیر سنتی، اهمیت آسانا در این است که بدن بتواند بدون ایجاد مزاحمت، برای تمرین‌های عمیق‌تر آماده و مستقر باشد.

بنابراین می‌توانیم یک تفاوت مهم را ببینیم:

آسانا بدن را برای سکون آماده می‌کند؛
یاما و نیاما زندگی را برای آن سکون آماده می‌کنند.

این البته به معنای بی‌اهمیت بودن آسانا نیست. بلکه جایگاه آن در نظام پاتنجلی با تصور امروزی از «یوگا = مجموعه‌ای از حرکات بدنی» تفاوت دارد.

منابع پژوهشی نیز تأکید می‌کنند که در متون پیشامدرن، آسانا بیشتر با وضعیت/نشست مرتبط بوده و تبدیل یوگا به تمرین عمدتاً بدنی پدیده‌ای متأخرتر است.


شاید پاتنجلی می‌خواست یک مشکل عمیق‌تر را حل کند

ذهن ما فقط زمانی که روی مت می‌نشینیم بی‌قرار نمی‌شود.

اگر در طول روز دائماً درگیر خشم، رقابت، دروغ، میل به تملک، قضاوت یا نارضایتی باشیم، این آشفتگی‌ها را با خودمان به هنگام مراقبه نیز می‌بریم.

از این نگاه، یاما و نیاما نوعی آماده‌سازی ذهنی و رفتاری برای ادامه مسیرند.

این برداشت با توضیح مفسران کلاسیک نیز همخوان است ،در سنت تفسیری پاتنجلی، یاما و نیاما در پالایش ذهن و کاهش گرایش‌هایی که مانع مسیر یوگا می‌شوند نقش دارند. 

ویاسا، یکی از مهم‌ترین مفسران یوگا سوترا، آهیمسا یا پرهیز از آسیب‌رساندن را پایه و ریشه‌ی سایر یاماها می‌داند.


اما یک سوءتفاهم مهم

نباید از این ترتیب نتیجه بگیریم که:

اول باید سال‌ها یاما و نیاما را کامل کنیم، بعد اجازه داریم آسانا تمرین کنیم.

چنین برداشتی بیش از حد مکانیکی است.

هشت اندام یوگا به هم وابسته‌اند و پژوهش‌های معاصر درباره ساختار یوگای پاتنجلی نیز بر همین نکته تأکید می‌کنند که این هشت عضو یک کل یکپارچه‌اند، نه صرفاً هشت پله کاملاً جدا از یکدیگر.

ممکن است ما امروز با آسانا شروع کنیم و در همان تمرین، آهیمسا را تمرین کنیم، مثلاً به بدنمان خشونت نکنیم.

ممکن است هنگام پرانایاما متوجه بی‌قراری خود شویم.

ممکن است در مراقبه، نیاز به شناخت خود را بیشتر احساس کنیم.

یعنی مسیر می‌تواند از هر نقطه‌ای ما را به نقطه دیگر بازگرداند.


پس چرا یاما و نیاما اول آمدند؟

شاید پاسخ را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:

پاتنجلی پیش از آنکه از چگونه نشستن  وتمرین کردن سخن بگوید، از چگونه زیستن سخن می‌گوید.

چون آرامش روی مت، اگر با آشفتگی در زندگی همراه باشد، هنوز آرامش کاملی نیست.

یوگا قرار نیست فقط بدن را در یک وضعیت قرار دهد.
قرار است به تدریج شیوه بودن ما در جهان را نیز تغییر دهد.

و شاید به همین دلیل است که مسیر پاتنجلی از جایی آغاز می‌شود که کمتر دیده می‌شود:

از رفتار ما، از رابطه ما با دیگران، از رابطه ما با خودمان؛
و بعد، آرام‌آرام به بدن، تنفس، حواس و ذهن می‌رسد.

شاید این همان چیزی باشد که امروزه گاهی در شلوغیِ تصویرهای آسانا فراموش می‌کنیم.

 

منابع و برای مطالعه بیشتر

  1. Internet Encyclopedia of Philosophy — The Yoga Sutras of Patanjali
    بررسی یوگا سوترا، هشت اندام یوگا، یاما، نیاما و جایگاه آسانا. مشاهده منبع
  2. Mark Singleton — Yoga Body: The Origins of Modern Posture Practice
    پژوهشی دانشگاهی درباره تاریخ شکل‌گیری یوگای بدنی و آسانامحور مدرن. منتشرشده توسط Oxford University Press. مشاهده منبع در Oxford Academic
  3. Yoga bodies, yoga minds — Modern postural yoga
    مقاله پژوهشی درباره تفاوت یوگای پیشامدرن و یوگای پستورال مدرن و عوامل تاریخی شکل‌گیری آن. مطالعه مقاله پژوهشی

مطالب مرتبط با فلسفه یوگا